9 اشتباه رایج در کاهش وزن

راستش محض تنوّع هم که شده، می‌خوام این پست یه‌کم راجع به باشگاه و مسائلِ مربوطه حرف بزنم. اگه خوشتون بیاد، باز هم از اینجور چیزا می‌نویسم. اگه بدتون بیاد، دیگه نمی‌دونم بنویسم یا ننویسم. امّا آقای پرشین‌بلاگ زحمت کشیدن از فیس‌بوک یاد گرفتن که برایِ مطالبِ ما لایک بذارن. حالا این لایک چطور به «می‌پسندم» ترجمه شده رو من نمی‌دونم؛ ولی فکر کنم «خوب بود» بهتر بود. یعنی قرار نیس که حتماً تحت‌اللفظی ترجمه کنیم که.

خلاصه عارضم خدمت رفقائی که قدم‌رنجه می‌فرمایند و یه کامنتی واسه دلِ این دل‌سوخته پرتاب می‌کنن، یه حالی هم به این «می‌پسندم» بدین. البته اگه پسندیدین‌ها! سایر رفقائی هم که به عنوانِ خوانندۀ خاموش می‌آن و به ما سر می‌زنن، اگه خوششون اومد، یه لایک بزنن اقلّاً ما دلمون خوش باشه چهار نفر به ما سر می‌زنن.

بریم سرِ اصلِ مطلب...

اوّل می‌خواستم از ناشرانِ برانداز حرف بزنم، ولی دیدم اونائی که از صفّارهرندی کتاباشون مجوّز گرفت و ممنوع شد، شدن برانداز؛ چه برسه به ما که از خودمون هم واسه نوشتن اجازه نمی‌گیریم. امّا همه این حرفا بهونه‌س. حوصلۀ نوشتن دربارۀ اون مورد رو نداشتم. این قسمت من می‌خوام براتون از اشتباهاتِ رایجِ خانما در ورزش حرف بزنم. این اشتباهات رو آقایون هم بسیار مرتکب می‎شن، پس خوندنِ این پست رو به همه توصیه می‌کنم. مطالب هم تقریباً دزدی هستن و قبلاً در مجلّۀ رزم به چاپ رفته‌ن (بر وزنِ همون «به گا رفته‌ن!»). حالا چرا به چاپ رفته‌ن، چون شما نخوندینشون. من مختصر و مفید به زبونِ خودم براتون بازنویسیشون کردم. البته بعضی جاها مجبور بودم توضیحاتِ تکمیلی بدم، چون یه ذرّه تجربۀ شخصی دارم. امّا مطالب تویِ ماتحتِ هم رفته‌ن و تفکیکِ حرفایِ من و خانمِ سوزان مندی کمی مشکل‌ئه. امّا این شما و این 9 اشتباهِ رایج:

 

1. من می‌خوام وزن کم کونم

شما وزن کم نکون، شما اون چربیا رو آب کون. خانما خیلی دوس دارن وزن کم کنن. چرا؟ چون مثلاً عروسی دعوتن. چون این بهشون اعتمادبه‌نفس می‌ده و شاید خیلی چیزایِ دیگه. اوّل اینکه هر یه کیلو وزنِ اضافه (یا همون چربی)، یعنی یه وزنۀ یه کیلوئی که به قلبتون بسته شده. این وزن کم کردنا که اصولاً مقطعی هستن، به همون سرعتی که اتّفاق افتادن، دوباره زرت بر می‌گردن سرِ جاشون. شما باید اوّل از هر چیز روشِ غذا خوردنتون رو عوض کنین. بعد از اون، باید ورزشایِ هوازی (مثلِ دوچرخه، الپتیکال، دویدن و ...) رو افزایش بدین. برایِ تغییرِ روشِ غذائیتون به حرفِ کسی گوش نکنین. یه‌راست برین پیشِ دکترِ تغذیه. برایِ کم کردنِ وزن عجله نکنین. بیشتر از سه کیلو در ماه می‌گن کلّی ضرر داره. والله اعلم.

2. من فقط یه کیلو اضافه کردم

نمی‌شه منکر شد که به اندازۀ آدمائی که می‌خوان لاغر شن، یه عدّه هستن که می‌خوان وزنشون بالا بره، ولی مستعد نیستن. باز هم می‌گم، اوّل برین پیشِ دکترِ تغذیه که غذا خوردنتون روال بشه. بعد از اون مصرفِ مکمّل‌هایِ غذائی رو توصیه می‌کنم. البته این مکمّل‌ها بدونِ ورزش جواب نمی‌دن. ضمناً، با مکمّل اگه زیاد آب بخورین، هیچ ضرری نداره. الکی فکر نکنین مکمّل ضرر داره. تویِ زیاد کردنِ وزنتون هم عجله نکنین. ماهی یه کیلو خیلی عالی‌ئه. یادتون بشه که عددِ وزن اولویتِ شما نیس، بلکه ظاهرتون مهم‌ئه. یعنی اینکه پوست استخون به‌نظر نیاین. پس حتماً ورزش کنین تا زیباتر به‌نظر بیاین. ورزش به افزایشِ حجمِ شما کمک می‌کنه.

3. باید رژیم بگیرم

برایِ اکثرِ خانما رژیم یعنی دو چیز: 1. پرخوری؛ 2. مرتاضِ هندی شدن. یعنی مرده‌شورِ این رژیم رو ببرن... چه فایده که شما چند روز یا چند هفته هیچی نخورین که وزنتون کم بشه؟ مگه می‌خواین توُ مسابقاتِ کشتی برین سرِ وزن‌کشی؟ بابا ول کنین این رژیم رو. شما چند وقت چیزی نمی‌خورین که مثلاً یه روزِ خاص بتونین فلان لباس رو بپوشین، بعد یهو زرت شروع می‌کنین همه چیز می‌کنین. اوّل اینکه شما وقتی این کار رو زیاد انجام بدین، به محضِ لخت شدنتون چندش‌آور به‌نظر می‌آین. چرا؟ چون این پوست از بس پر و خالی شده، شبیهِ شله‌زرد شده. پر از ترکایِ ریز و درشت‌ئه. سینه‌ها و ماتحتتون (به عنوانِ سـ.کسی‌ترین نقاط بدنتون) شل و وارفته به‌نظر می‌رسن. باز این جمله رو تکرار می‌کنم: برین پیشِ دکترِ تغذیه. بعد از رژیم هم اینقدر نخورین.

4. اگه کار داشتی من رویِ الپتیکال‌ام!

سوزان خانم معتقدن که ورزشایِ هوازیِ واقعی مثلِ دویدن، شنا کردن، طناب زدن و امثالهم خیلی بهتر از کار با الپتیکال‌ئه. من اینجا اشاره کنم با این هوایِ بیضوی که تهران داره، دویدن تویِ پارک و محیطایِ این مدلی نه تنها مفید نیس، که مضرّ هم هست. تویِ باشگاه هم بهترین دستگاهِ هوازی الپتیکال‌ئه. تردمیل به کمر خیلی فشار می‌آره و دوچرخۀ ثابت هم مفاصل رو اذیت می‌کنه. پیشنهاد می‌دم که اگه باشگاهتون فضایِ مناسبی داره، طناب زدن رو امتحان کنین. امّا هوازی رو باید با تمرینایِ با وزنه انجام داد.

5. چربی‌سوز می‌خوام

آخرین راهتون باید باشه. بدونِ مشورت با پزشک هم اصلاً طرفش نرین. ضرر داره خواهرِ من. خیلی ضرر داره. بعد هم اینکه، بدونِ ورزش اصلاً جواب نمی‌ده.

6. فقط سالاد می‌خورم

اوّل اینکه، سالاد نمی‌تونه تمامِ نیازِ بدنتون رو مرتفع کنه؛ بعد اینکه، بعضیا اینقدر سسِ سفید و نمک و از اینجور چیزا به سالادشون می‌زنن که فرقی با فست‌فود نداره. یه معاهده تنظیم کنین و توش بنویسین: فست‌فود ممنوع؛ کلّه‌پاچه ممنوع؛ سسِ سفید ممنوع؛ نوشابه ممنوع؛ نمکدون ممنوع؛ غذایِ چرب ممنوع؛ برنج از 4 عصر به‌بعد ممنوع؛ مشروب ممنوع؛ سیگار ممنوع.

سخت شد، نه؟ خب تناسب ساده نیس دیگه. اگه می‌تونین بازم به این معاهده اضافه کنین.

7. سعی می‌کنم صبحونه نخورم

می‌دونستین بعضی از بدنسازا برایِ افزایش وزن صبحونه نمی‌خورن؟ چون خوردنِ صبحونه باعث می‌شه سرِ وعده‌هایِ بعدی کمتر بتونن بخورن. صبحونه خیلی مهم‌ئه. بدن خواب بوده. نیاز به انرژی داره. تا 45 دقیقه بعد از بیدار شدن حتماً صبحونه بخورین.

8. می‌خوام چربی‌سوزیِ موضعی داشته باشم

اصلاً همچین چیزی امکان نداره. هرکی گفته دروغ گفته. شما هر قدر رویِ یه نقطه تمرکز کنین، باز نمی‌تونین دقیقاً همونجا رو آب کنین. باید بدونین وقتی وزنتون کم می‌شه که کالریِ وارد شده به بدنتون از کالری‌ای که می‌سوزونین کمتر باشه. و اینکه هرگز یه عضله رو هر روز تمرین ندین. مثلاً هر روز شیکم نرین. باید لااقل 48 ساعت بین تمرین دادنِ یه عضله به اون عضله استراحت بدین. چون اوّل خوب نتیجه می‌گیرین، ولی بعد دیگه هرچی زور بزنین فایده نداره. هوازی یادتون نره. و یادتون باشه که مهم‌ترین نکته، شیوۀ تغذیه‌س (چند بار تا حالا این رو گفتم؟).

9. با وزنه کار نمی‌کنم تا عضله نیارم!

شما نباید از دمبل بترسین. خیلی از مردا هم با دمبل عضله نمی‌آرن، چه برسه به شما. کار با وزنه به بدنتون فرمِ بهتری می‌ده. اون زن خفنا که عکساشون رو دیدین، کلّی هورمون و دارو مصرف می‌کنن. اصلاً مگه عضله آوردن ساده‌س؟ شما اگه خیلی می‌ترسین عضله بیارین (که نمی‌آرین)، تعدادِ حرکات رو به جایِ وزنِ وزنه‌ها زیاد کنین.

 

  
نویسنده : هـ. ز.ز. ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ دی ،۱۳۸٩
تگ ها : بدنسازی

سهمِ من

چاره چیست

اگر بهشت میانِ سینه‌هایِ تو باشد

و شیرِ مادر حرام

و تو مرا به یاد مادرم بیندازی

و من معصومیتِ مانده از نطفۀ مادرم باشم

و تقدیر حکم کند که من در بهشت باشم

چگونه آرام بگیرم

زمانی که جایِ معشوق

نقشِ یک کودک را برایت بازی کرده‌ام

و سینه‌هایت همچنان همچون از آغازِ این شعر

در دهانِ من است...

  
نویسنده : هـ. ز.ز. ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ دی ،۱۳۸٩
تگ ها : شعر من

قاضی‌القضات

زِنایِ محسنه با خویشتن است

رویاروئیِ تو با او

برایِ من.

تو خیانت به عشق کرده باشی

یا او خیانت به رفاقت،

فرقی نمی‌کند؛

من دیگر نه زنا می‌کنم

نه دستِ دوستی می‌فشارم.

رویاروئیِ تو با او

برایِ من

دیدارِ سخت‌ترین اندیشه‌هایِِ پست است.

به‌راستی کدامین شاهد نظاره‌گرِ حقیقتِ آن شب بود؟

شبی که دستی دوستی را با خیانت به عشقم آلود، شاید

اینک

هر یک از شما دو تن

دفاعیه‌ای دارید بهرِ مردی خفته در کوی و برزن، سِتَرون.

یکی از شما دو تن

یارایِ دروغی دیگر دارد.

یکی از شما دو تن

تقلّایِ ذهنِ خستۀ مرا

خوار می‌دارد.

هر سخنی

کلامی

حرفی

پیامی

محتمل است و مغتنم.

نه دلیلی به‌جاست، نه مدرکی به‌کار.

برایِ واپسین بار

تا می‌توانید دروغ بگوئید؛

این تنها منم

که با تمامِ وجودم شما را احساس خواهم کرد.

  
نویسنده : هـ. ز.ز. ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ دی ،۱۳۸٩
تگ ها : شعر من