خدا همۀ رفتگان را بازنگرداند

چمدان را تویِ ماشین می‌گذارم. در آغوشم می‌کشد: «تو کی می‌خوای به من لبخند بزنی؟» لبخند می‌زنم. در آغوشش می‌کشم. سوارِ ماشین می‌شود: «برو. من الان گریه‌م می‌گیره...» می‌رود. می‌روم.

   تا شبِ آخر هم دعوا به‌جا بود. چرا نباشد؟ مگر می‌توان بهانه کرد؟ رفقا نصیحت‌هایِ صد من یه غاز می‌کنند: «حالا این دو شب رو تحمّل کن دیگه.» تحمّلِ این حرف‌ها را ندارم. واکنش را نمی‌توان پنهان کرد. با همین «دو شب دو شب» کردن‌ها عمری در سکوت، لب می‌گزیم. به وجدانم مدیونم اگر ادایِ تکلیفِ را فدایِ اداهایِ مصلحت‌آمیز کنم. خائنم. «خیلی اذیتت کردم، نه؟» می‌گوید و خوب می‌داند. آنقدر روحم تحتِ فشارِ آن حضورِ لاجرم قرار گرفته که احساسِ خفگی می‌کنم. تویِ سرم می‌زنم تا ناقصش نکنم. او به تنهائیِ من تـ.جاوز کرد.

   یک پیک مشروب می‌خورد. یک مَن زِر می‌زند. چه خوب بود اگر زن سکوت می‌کرد. تنها یک زنِ زِرزِرو می‌تواند به تنهائی به تنهائی‌ام تـ.جاوز کند. نیازی به بازجو نیست، زِرزِر کردنت مرا به اقرارِ کرده و ناکرده و کاش‌کرده واخواهد داشت.

 

کلامِ اضافه:

1. نمایشِ «کهربا» به نویسندگی و کارگردانی سیمینِ امیریان در تالارِ سایۀ تئاترِ شهر رویِ صحنه است. کارِ شاقّی نباشد شاید، نمایشنامه‌اش امّا ساختاری خلّاق دارد و سوژه‌ای هوشیار؛

2. شایع شده که مایکل جکسون زنده است. عشقِ من هم نسبت به این نابغه هنوز زنده است.

/ 26 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
scorpion

[چشمک]سخت نگیر

سما

واکنش را نمی توان پنهان کرد اینو خیلی خوب اومدی منم نمی تونم اینه که بعضی وقتا یعضی ها از دستم ناراحت میشن ولی نمیفهمن که من مجبووووووورم . . . و من همچنان معتقدم اینجوری نگو گناه داره خاله جان اونم اگه به تنهایی ت تجاوز میکنه مجبوووره ما همه مجبوووووریم هومن مجبوووور می فهمی؟

سما

من دلم براتون تنگ شده اینو که دیگه می فهمی؟

کتایون

هوووووومن! حالا که بالاخره تنها شدی غصه نخوریااااااااا[چشمک] ما سعی می کنیم تن تند از تنهایی درت بیاریم![نیشخند]

من

جاشون خالی نباشه ولی منم خداییش خوشحال میشم اگه مایکل زنده باشه هنوز پارسال که براش ناراحت شدم همه مارو ... آره و اینا چون وسطه جریانات بود به هر حال اگه خبر تایید شد مارو بی نصیب نذار مومن یه خبره خوب هم یه خبره

نارسیس

زنده باد آزادی ! [وحشتناک]

پری

ای بابا....خیلی سخته بعد مرگ کسی دوباره بخوای بودنش رو باور کنی؟....هرچند من که خوشحال میشم.

نسرین

"با همین «دو شب دو شب» کردن‌ها عمری در سکوت، لب می‌گزیم" اینو درک می کنم شدید. متنفرم ازش و انجامش می دم.

نسرین

اونی که گفتی شایع شده جدی جدی شایع شده؟؟؟؟ یا از فرط عاشقیت داری شایعش می کنی[تعجب]

فاطیما

عرض ادب ارادت و عرض اندامی ناچیز...هومن[نیشخند]