شمارشِ نامشروع

یک، دو، سه... یک، دو، سه... یک، دو، سه... آمدی؟ عجب عرقی کرده‌ایم.

   شرطی شده‌ای عزیزکم. آدم‌ها 3 دسته‌اند: سمعی، بصری و لمسی. و تو سمعی. صدایِ من کنفیکون می‌کند تو را. مجنون می‌کند تو را. دلت لک می‌زند برای بارِ بعدش. دلت شک می‌کند به من و یارِ بعدم. گوش تیز می‌کنی. می‌شنوی. صدایِ کسی دیگر را از چشم‌هایم می‌شنوی. دلت می‌لرزد. تلوتلو می‌خوری رویِ پله‌هایِ رابطۀ عقیممان. با مغز رویِ زمین افتاده‌ای. شکست. دلت را می‌گویم طفلکم. کم‌کم بلند شده‌ای. تصویر می‌کنی تزویرِ مرا. اشک ریخته‌ای. کاش می‌مردی. دق‌مرگ می‌شوی. من سیاه می‌پوشم. قلبِ سرخت کارِ پارچۀ ماتادورها را می‌کند با من. حمله می‌کنم من. یک، دو، سه... اوّلین ضربه را وارد می‌کنی. یک، دو، سه... دوّمین ضربه را. یک، دو، سه... سوّمی را. رویِ چهار زانویم زانو می‌زنم جلویِ قلبت. عجب عرقی کرده‌ایم. آمدی؟

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دافی نگار

یعنی انتخابای سطح بالا.... این یعنی نشون می ده سلیقه خوب و بالایی توی انتخاب کتاب داری[خنده]

سبک سر

اگر واژه ها کمی ساده تر انتخاب می شد در این مونولوگ، شبیه می شد به نوشته ای از بکت. قصدم مقایسه نبود و نمی خواستم هم جسارت کنم. کار کارِ شماست. تنها می خواستم بگویم نوشته تان، بکت را در ذهنم تداعی کرد...

حياط خلوت

از هيتلر شكن استفاده كن ...البته اينو نمي گم براي كامنتا اون كه بابا .. اي بابا مي خوام كلاً راه پدا كني بهش

نیلوچه

قشنگ جلوی چشمم مجسم شد ! 8تا داستانای این مدلیت رو دوس دارم !!! من از آدمایی که با چشماشون باهام حرف میزنن خوشم میاد یعنی شرطی اون مدلی ام :دی !

هدی

نامشروع و عزیزکم رو خیلی خوووووب اووومدی.....فریده چطوره؟

فرنوش

خیلی دوست داشتم اینو .... چیش بود یعنی؟ در اینکه زاده ی هنر و ذهن تو بود و بنابراین دوست داشتنی و خوندنی که شکی نیست ... اما یه جورایی بیشتر از همیشه باهاش ارتباط گرفتم

نارسیس

[متفکر]

بی پدر خودشیفته

راحتی؟ (الان تو باید جواب بدی: راحتم!) شنیدی که اون ترانه ی نامجو رو؟ یاد اون افتادم دقیقاَ. عجب روزگار عقیم سـ.کـ.سی ای شده که اینهمه سـ.کـ.س می‌کنیم و باز عقیمیم![ناراحت]

نیلوچه

بی حیا .. خوشگل و خوش ادا !‌:دی منظورم اینه که باهاش ارتباط برقرار کردم :دی ![زبان]